Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . اخیرا
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[قید]
lately
/ˈleɪt.li/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اخیرا
جدیدا
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اخیراً
به تازگی
در این اواخر
مترادف و متضاد
newly
recently
long ago
1.I haven't been feeling so well lately.
1. اخیرا حالم خیلی خوب نبودهاست.
2.Lately, I've been walking to work.
2. جدیدا پیاده سر کار میروم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
lateen-rigged
lateen-rig
lateen sail
latecomer
late-spring-blooming
latency
latency period
latency phase
latency stage
lateness
کلمات نزدیک
latecomer
late-night
late
latch
lastly
lateness
latent
later
later on
lateral
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان