[اسم]

liaison

/liˈeɪzɑːn/
غیرقابل شمارش

1 همکاری ارتباط متقابل

مترادف و متضاد contact cooperation

2 رابط واسطه، میانجی

معادل ها در دیکشنری فارسی: افسر رابط رابط
مترادف و متضاد intermediary

3 رابطه نامشروع

معادل ها در دیکشنری فارسی: رابطه نامشروع
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان