[فعل]

meant

/ment/
فعل وجهی فعل گذرا

1 بایستن

  • 1.You're meant to pay before you go in.
    1. باید قبل از رفتن پول پرداخت کنید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان