[صفت]

meaningless

/ˈminɪŋləs/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more meaningless] [حالت عالی: most meaningless]

1 بی‌معنی بی‌مفهوم

معادل ها در دیکشنری فارسی: بی‌معنی هجو
مترادف و متضاد meaningful
a meaningless word
یک واژه بی‌معنی

2 پوچ بی‌اهمیت، بیهوده

مترادف و متضاد pointless
  • 1.All our efforts were ultimately meaningless.
    1. تمام زحماتمان در نهایت بیهوده بود.
  • 2.We fill up our lives with meaningless tasks.
    2. ما زندگی‌هایمان را با کارهای بیهوده پر می‌کنیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان