[اسم]

oil

/ɔɪl/
غیرقابل شمارش

1 روغن

معادل ها در دیکشنری فارسی: چربی روغن
مترادف و متضاد grease lubricant
olive/vegetable/sunflower ... oil
روغن زیتون/سبزیجات/آفتابگردان و...
  • Fish oils are supposed to help relieve arthritis.
    روغن ماهی به تسکین بخشیدن (درد) آرتروز کمک می‌کند.

2 نفت

معادل ها در دیکشنری فارسی: نفتی نفت
to discover/find oil
نفت کشف کردن/پیدا کردن
  • Oil was discovered in Saudi Arabia in 1938.
    نفت در سال 1938 در عربستان صعودی کشف شد.
to hit/strike oil
به نفت رسیدن
  • The Ohio Oil Company struck oil on May 3rd.
    شرکت نفت اوهایو در سوم ماه مه به نفت رسید.
to extract oil
نفت استخراج کردن
  • the difficult process of extracting the oil
    پروسه دشوار استخراج کردن نفت
crude/refined/heavy/light oil
نفت خام/تصفیه‌شده/سنگین/سبک
  • 1. the price of crude oil
    1. قیمت نفت خام
  • 2. They had exported refined oil.
    2. آنها نفت تصفیه‌شده صادر کرده بودند.

3 رنگ روغن

in oils
با رنگ روغن
  • 1. a painting done in oils
    1. نقاشی کشیده‌شده با رنگ روغن
  • 2. landscapes in oil
    2. مناظر (نقاشی‌شده با) رنگ روغن

4 نقاشی رنگ روغن

Among the more important Turner oils was ‘Venus and Adonis’.
از جمله مهم‌ترین نقاشی‌های رنگ روغن "ترنر" تابلوی "ونوس و آدونیس" بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان