[اسم]

omission

/əˈmɪʃn/
غیرقابل شمارش

1 حذف

مترادف و متضاد cut deletion
  • 1. The play was shortened by the omission of two scenes.
    1 . نمایش به خاطر حذف دو صحنه کوتاه شده بود.

2 از قلم افتادگی

3 غفلت فروگذاری

مترادف و متضاد neglect negligence
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان