Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . (با جمعیت یا حجم زیاد) به جایی هجوم بردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to pour in
/pɔr ˈɪn/
فعل ناگذر
[گذشته: poured in]
[گذشته: poured in]
[گذشته کامل: poured in]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
(با جمعیت یا حجم زیاد) به جایی هجوم بردن
(با جمعیت یا حجم زیاد) وارد جایی شدن
1.Letters of complaint continue to pour in.
1. شکایتنامهها همچنان در حجم زیاد میآمدند.
2.The crowd poured in to the streets.
2. جمعیت به خیابانها هجوم بردند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
pour heart out
pour forth
pour down
pour cold water on
pour
pour into
pour oil on troubled waters
pour out
pour scorn on
pour with rain
کلمات نزدیک
pour down
pour
pound sterling
pound sign
pound
pour money down the drain
pour out
pour some brake fluid in this reservoir.
pouring
pout
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان