[اسم]

prospect

/ˈprɑs.pekt/
قابل شمارش

1 احتمال امکان

مترادف و متضاد likelihood
prospect of something/of doing something
احتمال چیزی/انجام چیزی
  • Is there any prospect of the weather improving?
    آیا احتمال بهبود هوا وجود دارد؟
prospect that…
احتمال اینکه...
  • There's a reasonable prospect that his debts will be paid.
    احتمالی منطقی وجود دارد که بدهی‌های او پرداخت خواهد شد.

2 چشم‌انداز آینده

معادل ها در دیکشنری فارسی: چشم‌انداز
good job/employment/career prospects
چشم‌اندازهای خوب کاری/شغلی/حرفه‌ای
prospect for something/somebody
چشم‌انداز برای چیزی
  • 1. Job prospects for graduates in the sciences are good.
    1. چشم‌اندازهای [آینده] کاری برای فارغ‌التحصیلان (رشته‌های) علوم خوب است.
  • 2. Long-term prospects for the economy have improved.
    2. چشم‌اندازهای بلندمدت برای اقتصاد بهبود یافته است.
prospect of something
چشم‌انداز چیزی
  • What are the prospects of promotion in this job?
    چشم‌اندازهای ترفیع در این شغل چه هستند؟

3 منظره چشم‌انداز

مترادف و متضاد outlook view vista
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان