race


/reɪs/
/reɪs/

اسم
1
race [اسم]
1
مسابقه

مترادف:   competition contest
  • a 500-meter race
    مسابقه دوی 500 متر
  • او برنده مسابقه شد.

اسم
2
race [قابل شمارش] [اسم]
2
رقابت

مترادف:   competition rivalry
  • رقابت بر سر (انتخابات) ریاست جمهوری
  • رقابت برای پیدا کردن درمان برای بیماری شروع شده است.

اسم
3
race [قابل شمارش] [اسم]
3
نژاد

مترادف:   ethnic group ethnic origin

فعل
1
to race [فعل]
1
مسابقه دادن

گذشته: raced   گذشته کامل: raced  
مترادف:   compete contend take part in a race
  • در گذشته با او در کالج مسابقه می‌دادم.
  • ما تا (رسیدن به) ماشین با همدیگر مسابقه دادیم.
  • شرکت‌های تلویزیونی دارند با هم مسابقه می‌دهند تا اولین نفری باشند که داستان زندگی او را به تصویر بکشند.

فعل
2
to race [فعل گذرا و ناگذر]
2
به سرعت رفتن با عجله بردن

گذشته: raced   گذشته کامل: raced  
مترادف:   dash hurry run rush
  • او به سرعت از پله‌ها بالا رفت.
  • آمبولانس، زن مجروح را با عجله به بیمارستان برد.

فعل
3
to race [فعل گذرا و ناگذر]
3
به سرعت کار کردن (به علت هیجان، ترس و ...) سریع عمل کردن

گذشته: raced   گذشته کامل: raced  

فعل
4
to race [فعل ناگذر]
4
به سرعت زدن (نبض) تند تپیدن (قلب)

گذشته: raced   گذشته کامل: raced  
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان