Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . ذرهای
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[قید]
remotely
/rɪˈmoʊtli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ذرهای
اندکی
مترادف و متضاد
slightly
1.The joke wasn't even remotely funny.
1. جک حتی ذرهای خندهدار نبود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
remote-controlled
remote-control bomb
remote-access data processing
remote terminal
remote station
remoteness
remotion
remoulade sauce
remount
removable
کلمات نزدیک
remote control
remote
remorseless
remorseful
remorse
remoteness
remount
removable
removal
removal van
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان