Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . اقامت
2 . دستیاری (پزشکی)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
residency
/ɹˈɛzɪdənsi/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اقامت
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اقامت
مترادف و متضاد
residence
2
دستیاری (پزشکی)
دوره رزیدنسی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
residence time
residence hall
residence
reside
resid
resident
resident assistant
resident commissioner
resident physician
residential
کلمات نزدیک
residence permit
residence
reside
reshuffle
reshape
resident
residential
residents’ association
residual
residue
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان