[اسم]

rump

/rʌmp/
قابل شمارش

1 پشت کپل

معادل ها در دیکشنری فارسی: کپل کفل
  • 1.He slapped the horse on the rump.
    1. او به پشت اسب زد.

2 گوشت بالای ران

rump steak
استیک گوشت بالای ران گاو
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان