[اسم]

rumor

/ˈruː.mər/
قابل شمارش

1 شایعه

معادل ها در دیکشنری فارسی: شایعه
  • 1.Rumors about teacher layoffs are circulating at school.
    1. شایعات در مورد اخراج معلمان در مدرسه جریان دارد.
  • 2.You shouldn't be spreading rumors!
    2. شما نباید شایعه پراکنی کنید!
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان