[صفت]

safe

/seɪf/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: safer] [حالت عالی: safest]

1 امن ایمن، بی‌خطر

معادل ها در دیکشنری فارسی: امن ایمن بی‌خطر مصون
مترادف و متضاد harmless secure sound dangerous unsafe
to feel safe
احساس امنیت کردن
  • She didn't feel safe on her own.
    او تنهایی احساس امنیت نمی‌کرد.
safe and sound/well
صحیح و سالم
  • The missing children were found safe and sound.
    بچه‌های گم‌شده صحیح و سالم پیدا شدند.
to keep something/somebody safe
چیزی/کسی را ایمن نگه داشتن [از چیزی/کسی خوب مراقبت کردن]
  • Here's your passport. Now keep it safe.
    این هم گذرنامه شما. خوب از آن مراقبت کنید.
to be safe
امن بودن
  • 1. The children are quite safe here.
    1. بچه‌ها اینجا بسیار امن هستند.
  • 2. Your money is safe in the bank.
    2. پول شما در بانک امن است.
to be safe (for somebody) to do something
انجام کاری (برای کسی) بی‌خطر بودن
  • Is it safe to swim here?
    آیا شنا کردن در اینجا بی‌خطر است؟
to be safe for somebody/something
بی‌خطر بودن برای کسی/چیزی
  • play areas that are safe for children
    زمین‌های بازی که برای بچه‌ها بی‌خطر هستند
کاربرد صفت safe به معنای امن و بی‌خطر
- صفت safe در مفهوم "امن" اشاره دارد به محفوظ و در امان بودن چیزی یا کسی از هر گونه خطر احتمالی. مثال:
".The children are quite safe here" (بچه‌ها اینجا بسیار امن هستند.)
".Your money is safe in the bank" (پول شما در بانک امن است.)
- صفت safe در مفهوم "بی‌خطر" اشاره دارد به چیزی یا عملی که هیچ‌گونه خطر و ریسکی ندارد و آسیب و یا ضرری به کسی نمی‌رساند. مثال:
"a safe and effective remedy" (یک درمان بی‌خطر و مؤثر)

2 مطمئن محتاطانه، بدون ریسک

معادل ها در دیکشنری فارسی: مطمئن
  • 1.He told us this a safe investment.
    1. او به ما گفت این یک سرمایه‌‌گذاری مطمئن است.
  • 2.Salmon is a safe choice - most people like it.
    2. ماهی سالمون انتخاب محتاطانه‌ای است؛ بیشتر مردم آن را دوست دارند.
[اسم]

safe

/seɪf/
قابل شمارش

3 گاو صندوق

معادل ها در دیکشنری فارسی: گاوصندوق
  • 1.A secret safe
    1. یک گاو صندوق مخفی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان