[قید]

sadly

/ˈsæd.li/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more sadly] [حالت عالی: most sadly]

1 با ناراحتی

معادل ها در دیکشنری فارسی: نومیدانه
  • 1."I miss him," she said sadly.
    1. او با ناراحتی گفت: «دلم برایش تنگ شده‌است.»

2 متأسفانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: متاسفانه
  • 1.If you think she'll let you do that, you're sadly mistaken.
    1. اگر فکر می‌کنی که او اجازه آن را به تو خواهد داد، متأسفانه در اشتباهی.
  • 2.Sadly, the treatment doesn't work for all patients.
    2. متأسفانه، این درمان روی همه بیماران جواب نمی‌دهد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان