[اسم]

sewing

/ˈsoʊɪŋ/
غیرقابل شمارش

1 خیاطی دوخت و دوز

معادل ها در دیکشنری فارسی: خیاطی دوخت دوخت و دوز دوزندگی
  • 1.I'm not very good at sewing.
    1. من زیاد در خیاطی خوب نیستم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان