[فعل]

to sew

/soʊ/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: sewed] [گذشته: sewed] [گذشته کامل: sewn]

1 دوختن خیاطی کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: خیاطی کردن دوختن
مترادف و متضاد stitch
  • 1.Can you sew?
    1. آیا خیاطی کردن بلدی؟
  • 2.She sews her own dresses by hand.
    2. او لباس‌هایش را خودش با دست می‌دوزد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان