[صفت]

stingy

/ˈstɪnʤi/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: stingier] [حالت عالی: stingiest]

1 خسیس ناخن‌خشک

مترادف و متضاد mean miserly ungenerous generous
  • 1.His boss is stingy.
    1. رئیس او خسیس است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان