[صفت]

subsequent

/ˈsʌbsəkwənt/
غیرقابل مقایسه

1 متعاقب بعدی

معادل ها در دیکشنری فارسی: متعاقب
formal
مترادف و متضاد following next succeeding former previous prior
  • 1.Further explanations will be presented in subsequent lectures.
    1. توضیحات بیشتر در سخنرانی‌های بعدی ارائه خواهد شد.
  • 2.Subsequent events proved that Sloan was right.
    2. رخدادهای بعدی ثابت کرد که حق با "اسلون" بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان