swing


/swɪŋ/
/swɪŋ/

فعل
1
to swing [فعل]
1
نوسان داشتن تاب خوردن، تاب دادن

گذشته: swung   گذشته کامل: swung  
  • یک دسته کلید از کمربند او تاب می‌خورد.

اسم
1
swing [اسم]
1
تاب

  • "جیک" از من می خواست که او را روی تاب هل بدهم.

اسم
2
swing [قابل شمارش] [اسم]
2
چرخش (دست و بدن هنگام ضربه زدن در گلف)

اسم
3
swing [قابل شمارش] [اسم]
3
نوسان

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان