Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . درمان
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
therapy
/ˈθer.ə.pi/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
درمان
- درمانی
مترادف و متضاد
curing process
1.Behavior therapy
1. رفتار درمانی
2.group therapy
2. گروه درمانی
3.Physical therapy
3. تن درمانی
4.speech therapy
4. گفتار درمانی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
therapsida
therapsid
therapist
theraphosidae
therapeutics
theravada
theravada buddhism
there
there are many paths to the top of the mountain but the view is the same
there are more ways to the wood than one
کلمات نزدیک
therapist
therapeutics
therapeutic
theosophy
theory
theravada
there
there are brand new cabinets above the sink.
there are enough cabinets to fit everything.
there are few bright days.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان