[اسم]

validity

/vəˈlɪdəti/
قابل شمارش

1 اعتبار صحت

معادل ها در دیکشنری فارسی: اعتبار سندیت
  • 1.It is time to examine the validity of this argument.
    1. وقت آن است که صحت این استدلال را بررسی کنیم.
  • 2.the validity of our data
    2. اعتبار داده‌های ما
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان