[قید]

yet

/jet/
غیرقابل مقایسه

1 هنوز

مترادف و متضاد so far still until now
  • 1. He hasn't finished yet.
    1 . او هنوز (کارش را) تمام نکرده است.
  • 2. I don't want to go home yet.
    2 . هنوز قصد رفتن به خانه ندارم.
  • 3. I haven't spoken to her yet.
    3 . هنوز با او صحبت نکرده‌ام.
could/might/may... do something yet
هنوز ممکن است کاری انجام شود
  • 1. She could yet surprise us all.
    1. او هنوز ممکن است همه ما را شگفت‌زده کند.
  • 2. We may win yet.
    2. ما هنوز ممکن است برنده شویم.
not yet
نه هنوز
  • "Are you ready?" "Not yet - wait a minute".
    «حاضری؟» «نه هنوز؛ یک دقیقه صبر کن.»

2 حالا آنقدر زود

  • 1. You don't need to go yet - it's only seven o'clock.
    1 . لازم نیست حالا بروی؛ ساعت تازه هفت است.

3 تا به حال تاکنون

  • 1. This is her best performance yet.
    1 . این تاکنون بهترین اجرایش بوده است.
[حرف ربط]

yet

/jet/

4 در عین حال ولی

  • 1. a simple yet effective exercise
    1 . تمرینی ساده در عین حال موثر
  • 2. I agree it's unlikely, yet she knows what she's talking about.
    2 . موافقم [که] محتمل نیست، ولی او می داند که از چه سخن می گوید.
[عبارات مرتبط]
  • 2. باز یکی دیگر (به نشانه تعجب)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان