خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تصریح
[اسم]
clarification
/ˌklɛrəfəˈkeɪʃən/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تصریح
شفاف سازی، توضیح
1.That report needs some clarification.
1. آن گزارش به تصریح نیاز دارد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
claret cup
claret
clarence shepard day jr.
clarence seward darrow
clarence malcolm lowry
clarified butter
clarify
clarifying
clarinet
clarinet section
کلمات نزدیک
claret
clarence
clare
clara
claptrap
clarify
clarinet
clarinetist
clarity
clark
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان