خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . در نتیجه
[قید]
consequently
/ˈkɑn.sə.kwənt.li/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
در نتیجه
بنابراین
معادل ها در دیکشنری فارسی:
نتیجتا
مترادف و متضاد
as a result
therefore
1.Consequently, they had to leave the country.
1. در نتیجه، آنها باید کشور را ترک میکردند.
2.She is always bad-tempered, and consequently doesn't have many friends.
2. او همیشه بداخلاق است و در نتیجه دوستان زیادی ندارد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
consequentially
consequential
consequent
consequence
consenting
conservancy
conservation
conservation area
conservation of charge
conservation of electricity
کلمات نزدیک
consequential
consequent
consequence
consent
consensus
conservancy
conservation
conservation area
conservationist
conservatism
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان