[صفت]

consequent

/ˈkɑːnsɪkwənt/
غیرقابل مقایسه

1 متعاقب

formal
مترادف و متضاد resultant
the lowering of taxes and the consequent increase in spending
کاهش مالیات‌ها و افزایش متعاقب در مخارج

2 ناشی از

formal
the responsibilities consequent upon the arrival of a new child
مسئولیت‌های ناشی از به دنیا آمدن فرزند جدید
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان