Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . با افسردگی
[قید]
gloomily
/ˈgluməli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
با افسردگی
با اندوه
1."You don't understand," Richard said gloomily.
1. "ریچارد" با افسردگی گفت: «تو درک نمیکنی.»
2.She looked gloomily out of the window at the rain.
2. او از پنجره با اندوه به باران نگاه کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gloomful
gloom
glomerulus
glomerulonephritis
glomerule
gloominess
glooming
gloomy
gloomy gus
glop
کلمات نزدیک
gloom
glockenspiel
globule
globular
globetrotting
gloomy
gloomy weather
gloria
glorification
glorified
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان