خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پیشی
[اسم]
precedence
/pɹˈɛsɪdəns/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پیشی
تقدم، ارشدیت، ارجحیت، برتری
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پیشی
تقدم
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
precede
precava
precautionary
precautional
precaution
precedency
precedent
precedented
precedentedly
precedential
کلمات نزدیک
precede
precautionary
precaution
precariously
precarious
precedent
preceding
precept
precinct
precious
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان