خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . افت
2 . آبشخور
[اسم]
trough
/trɔːf/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
افت
افول
1.There have been peaks and troughs in the long-term trend of unemployment.
1. در روند بیکاری افت و خیزهایی بوده است.
2
آبشخور
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آخور
مترادف و متضاد
manger
the trough of the cows
آبشخور گاوها
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
troublous
troubling
troublesomeness
troublesome
troubleshooter
trounce
trouncing
troupe
troupe system
trouper
کلمات نزدیک
troublesome
troubleshooting
troubleshooter
troubleshoot
troublemaker
trounce
troupe
trousers
trout
trowel
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان