1 . بررسی کردن 2 . کار کسی را راه انداختن
[فعل]

to attend to

/ɐtˈɛnd tuː/
فعل گذرا
[گذشته: attended to] [گذشته: attended to] [گذشته کامل: attended to]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 بررسی کردن رسیدگی کردن، رسیدن (به کاری)

  • 1.A nurse attended to his needs constantly.
    1. یک پرستار فوراً به نیازهای او رسیدگی کرد.
  • 2.I have some urgent business to attend to.
    2. من چند کار ضروری دارم که باید به آنها برسم.

2 کار کسی را راه انداختن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان