1 . گمرک
[اسم]

customs

/ˈkʌs.təmz/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 گمرک

معادل ها در دیکشنری فارسی: گمرکی گمرک
مترادف و متضاد duties import taxes Revenue and Customs
customs officials
مقامات رسمی گمرک
to go through customs
از گمرک رد شدن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان