1 . تشویق
[اسم]

encouragement

/enˈkɜr.ɪdʒ.mənt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 تشویق دلگرمی

معادل ها در دیکشنری فارسی: ترغیب تشجیع تشویق تهییج دلگرمی
مترادف و متضاد discouragement
  • 1.Children need lots of encouragement from their parents.
    1. کودکان به دلگرمی‌های زیادی از طرف والدین خود نیاز دارند.
  • 2.I could never have achieved this without the encouragement of my husband and family.
    2. من هرگز نمی‌توانستم بدون تشویق همسر و خانواده‌ام این (موفقیت) را کسب کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان