1 . کنار
[حرف اضافه]

next to

/nɛkst tʊ/
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 کنار بغل

معادل ها در دیکشنری فارسی: پهلو در کنار کنار
  • 1.Come and sit next to me.
    1. بیا کنار من بنشین.
  • 2.The factory is right next to a residential area.
    2. کارخانه دقیقاً کنار منطقه مسکونی است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان