1 . جدا از هم
[صفت]

separated

/ˈsepəreɪtɪd/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 جدا از هم

معادل ها در دیکشنری فارسی: ناپیوسته منفک منفصل گسیخته گسسته
  • 1.Her parents are separated but not divorced.
    1. والدین او جدا از هم هستند اما طلاق نگرفته‌اند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان