[اسم]

die Dauer

/ˈdaʊ̯ɐ/
قابل شمارش مونث
[جمع: Dauern] [ملکی: Dauer]

1 مدت مدت زمان، طول

مترادف و متضاد Frist Kürze Länge Weile
  • 1.Auf Dauer ist die Arbeit nicht interessant.
    1. در مدت زمان [در زمان طولانی] این کار جالب نیست.
  • 2.Praktikumsdauer: 3 Monate
    2. مدت کارآموزی: 3 ماه
  • 3.Sie können das Buch für die Dauer einer Woche ausleihen.
    3. شما می‌توانید این کتاب را برای مدت یک هفته امانت بگیرید.
کاربرد واژه Dauer به معنای مدت
واژه Dauer به صورت خاص به مدت زمان یک فرآیند اشاره می‌کند. مثلا مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک اتفاق خاص بیفتد یا مدت زمانی که طول می‌کشد تا چیزی تمام شود. این واژه ممکن است ترکیب‌های مختلفی را با همین معنی با واژگان دیگر بسازد، مثلا "Arbeitsdauer" (مدت زمان کار)، "Aufenthaltsdauer" (مدت زمان اقامت/ماندن)، "Ausbildungsdauer" (مدت زمان دوره آموزشی).
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان