[قید]

so

/zoː/
غیرقابل مقایسه

1 به این صورت به این شکل، اینطوری

  • 1. Sie müssen das so machen!
    1 . شما باید این را اینطوری انجام دهید.
  • 2. Wenn du den Ball so wirfst, triffst du die Zielscheibe.‎
    2 . اگر توپ را به این صورت پرت کنی، به هدف می‌زنی.
  • 3. Wie macht man das? – So!
    3 . آدم چطوری این کار را انجام می‌دهد؟ - اینطوری!

2 پس

  • 1. Du wolltest, dass ich das koche, so iss es jetzt auch!
    1 . تو می‌خواستی که من این را بپزم پس حالا هم آن را بخور!
  • 2. Es regnete, so bin ich zu Hause geblieben.
    2 . باران می‌بارید پس من در خانه ماندم.
  • 3. So, das war‘s!
    3 . پس، اینطوری بود!

3 چه! عجب!

  • 1. Sie sind auch hier! So ein Zufall!
    1 . شما هم اینجا هستید! عجب تصادفی!

4 خیلی اینقدر (زیاد)

  • 1. Die Leute sind so nett.‎
    1 . مردم خیلی خوب هستند.
  • 2. Fahren Sie bitte nicht so schnell!
    2 . لطفا اینقدر سریع رانندگی نکن!

5 به اندازه هم اندازه، [با مقدار مشابه]

  • 1. Er rennt so schnell wie der Blitz.
    1 . او هم سرعت رعد می دود. [او با سرعتی مشابه سرعت رعد می دود.]
  • 2. Ich melde mich, so schnell ich kann.
    2 . من با سرعتی که می توانم بر می گردم. [من خیلی سریع بر می گردم.]
  • 3. Meine Frau ist so groß wie ich.
    3 . زن من به اندازه من قد دارد. [هم قد من است.]
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان