[صفت]

appalled

/əˈpɔːld/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more appalled] [حالت عالی: most appalled]

1 وحشت‌زده ترسان، هراسان

معادل ها در دیکشنری فارسی: متنفر
مترادف و متضاد horrified shocked
  • 1.We watched appalled as the child ran in front of the car.
    1. ما ترسان نگاه کردیم (وقتی) که بچه جلوی ماشین دوید.
an appalled expression
چهره‌ای وحشت‌زده

2 منزجر متنفر

معادل ها در دیکشنری فارسی: منزجر
  • 1.I was appalled by what I saw.
    1. من از آنچه دیدم متنفر شدم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان