[اسم]

bath

/bɑːθ/
قابل شمارش

1 حمام

معادل ها در دیکشنری فارسی: استحمام
مترادف و متضاد shower
  • 1.I took a bath this morning.
    1. من امروز صبح حمام کردم.
کاربرد واژه bath به معنی حمام
واژه bath به معنی حمام و به عمل شستن کل بدن (معمولا در وان حمام) گفته می‌شود. در انگلیسی آمریکایی از فعل take برای bath استفاده می‌کنیم: "to take a bath" (حمام کردن)
در انگلیسی بریتانیایی از فعل have هم استفاده می‌شود: "to have a bath" (حمام کردن)

2 وان (حمام)

معادل ها در دیکشنری فارسی: حمام وان
مترادف و متضاد bathtub tub
  • 1.Have you cleaned the bath?
    1. آیا وان را تمیز کردی؟
کاربرد واژه bath به معنی وان
واژه bath به معنای وان به ظرفی بزرگ و بلند پلاستیکی یا سرامیکی گفته می‌شود که در حمام گذاشته می‌شود. آن را پر از آب می‌کنند و بدن خود را در آن می‌شویند. در انگلیسی آمریکایی به این واژه bathtub هم می‌گویند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان