[جمله]

bat an eyelid

/bæt ən ˈaɪˌlɪd/

1 به روی خود نیاوردن چشم بستن روی

مترادف و متضاد bat an eye
  • 1.The pain of the broken arm must have hurt Sally terribly, but she didn't bat an eyelid.
    1. درد بازوی شکسته اش حتما خیلی "سالی" را اذیت کرد اما او به روی خودش نیاورد.
  • 2.When they asked him about the crime, he didn't bat an eyelid. His expression didn't change.
    2. وقتی آنها از او درباره جنایت پرسیدند، به روی خودش نیاورد. حالت چهره اش تغییری نکرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان