[صفت]

brown

/braʊn/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: browner] [حالت عالی: brownest]

1 قهوه‌ای

مترادف و متضاد brunette hazel
  • 1. Both my parents have curly brown hair.
    1 . هم پدر و هم مادرم موهای فر قهوه‌ای دارند.
light/pale brown
قهوه‌ای کمرنگ/روشن
dark/deep brown
قهوه‌ای پررنگ/تیره
کاربرد صفت brown به معنای قهوه ای
صفت brown به معنای قهوه ای به چیزهایی اشاره می کند که رنگ خاک یا رنگ قهوه داشته باشند. البته این واژه کلی است و انواع پرده ها از رنگ قهوه ای را در بر میگیرد. مثلا:
"brown eyes" (چشم های قهوه ای)
"dark brown shoe" (کفش های قهوه ای تیره)
[اسم]

brown

/braʊn/
قابل شمارش

2 قهوه‌ای

مترادف و متضاد brunette chestnut hazel
to wear/be dressed in brown
(لباس) قهوه‌ای پوشیدن
  • I don't wear brown.
    من (لباس) قهوه‌ای نمی‌پوشم.
کاربرد واژه brown به معنای قهوه‌ای
واژه brown به معنای قهوه‌ای به چیزهایی اطلاق می‌گردد که رنگ خاک یا رنگ قهوه دارند. البته این واژه کلی است و انواع پرده‌ها از رنگ قهوه‌ای را در برمی‌گیرد. مثلا:
".Brown doesn't suit you" (قهوه‌ای به تو نمی‌آید.)

3 بران (نام خانوادگی) (Brown)

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان