[صفت]

confined

/kənˈfaɪnd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more confined] [حالت عالی: most confined]

1 محبوس حبس‌شده

2 محدود(شده) منحصر(شده)

3 بسته تنگ

  • 1.These chemicals should not be used in confined areas.
    1. این مواد شیمیایی نبایست در فضاهای بسته به کار گرفته شوند.
her fear of confined spaces
ترس او از فضاهای بسته
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان