[اسم]

density

/ˈdɛnsɪti/
غیرقابل شمارش

1 تراکم

معادل ها در دیکشنری فارسی: تراکم غلظت
مترادف و متضاد compactness tightness
  • 1.The area has a low population density.
    1. این منطقه تراکم جمعیت پایینی دارد.
the population density
تراکم جمعیت
  • The population density in this city is very high.
    تراکم جمعیت در این شهر بسیار بالا است.

2 چگالی (فیزیک)

معادل ها در دیکشنری فارسی: چگالی
مترادف و متضاد compactness solidity solidness
  • 1.Lead has a high density.
    1. سرب چگالی بالایی دارد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان