[قید]

densely

/ˈdent.sli/
غیرقابل مقایسه

1 به طور فشرده متراکم، بسیار

  • 1.they are densely combined.
    1. آنها به طور فشرده‌ای آمیخته شده‌اند.
  • 2.We waited in a densely packed room.
    2. ما در اتاقی بسیار شلوغ منتظر ماندیم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان