[صفت]

dismayed

/dɪˈsmeɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more dismayed] [حالت عالی: most dismayed]

1 مات و مبهوت وحشت زده، حیرت زده

  • 1.I was dismayed to find that someone had stolen my bike.
    1. وقتی فهمیدم کسی دوچرخه مرا دزدیده است، مات و مبهوت شدم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان