[صفت]

dismal

/ˈdɪzməl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more dismal] [حالت عالی: most dismal]

1 تاریک (هوای) گرفته، دلگیر

formal
مترادف و متضاد dingy gloomy miserable mournful bright cheerful
  • 1.I am unaccustomed to this dismal climate.
    1. من به این آب‌وهوای گرفته عادت ندارم.
  • 2.When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day.
    2. وقتی هوا بسیار دلگیر می‌شود، من بعضی‌اوقات تمام روز را در تخت خواب می‌مانم.

2 غمگین اندوهگین

مترادف و متضاد melancholy

3 افتضاح بسیار بد

informal
  • 1.The future looks pretty dismal right now.
    1. آینده در حال حاضر بسیار بد به نظر می‌رسد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان