[اسم]

drinking

/ˈdrɪŋkɪŋ/
غیرقابل شمارش

1 مشروب نوشیدن نوشیدن الکل

معادل ها در دیکشنری فارسی: باده‌گساری میگساری
  • 1.Drinking is not advised during pregnancy.
    1. مشروب خوردن در هنگام بارداری توصیه نمی شود.
  • 2.the health problems associated with heavy drinking
    2. مشکلات سلامتی در ارتباط با نوشیدن الکل زیاد
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان