[صفت]

drinkable

/ˈdrɪŋkəbl/
غیرقابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more drinkable] [حالت عالی: most drinkable]

1 آشامیدنی قابل‌آشامیدن، قابل‌شرب

معادل ها در دیکشنری فارسی: آشامیدنی قابل نوشیدن قابل شرب
  • 1.I don't think the tap water here is drinkable.
    1. فکر نمی‌کنم این شیر آب آشامیدنی (داشته) باشد.
  • 2.Is the water drinkable?
    2. آیا (این) آب قابل‌شرب است؟

2 گوارا دلچسب

a very drinkable juice
آب‌میوه‌ای بسیار گوارا
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان