[اسم]

drinking water

/ˈdrɪŋkɪŋ wɔːtər/
قابل شمارش

1 آب آشامیدنی

معادل ها در دیکشنری فارسی: آب آشامیدنی آب خوردن
مترادف و متضاد potable water
  • 1.The drinking water was bad, and many children had cholera.
    1. آب آشامیدنی سمی بود و بسیاری از بچه‌ها وبا گرفتند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان