[اسم]

enigma

/ɪˈnɪɡmə/
قابل شمارش

1 معما چیستان، راز، رمز

معادل ها در دیکشنری فارسی: معما
مترادف و متضاد mystery puzzle riddle
  • 1.Even after years he still remains an enigma to me.
    1. حتی بعد از گذشت سال ها او هنوز برای من یک معما بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان