[اسم]

enjoyment

/enˈdʒɔɪ.mənt/
غیرقابل شمارش

1 لذت

معادل ها در دیکشنری فارسی: حظ لذت کیف
  • 1.Do you get any enjoyment out of this type of work?
    1. آیا از این نوع کار هیچ لذتی می‌برید؟
  • 2.Knowing the ending didn't spoil my enjoyment of the movie.
    2. پایان فیلم را دانستن، لذت من از (تماشای) فیلم را از بین نبرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان